

روز بارانی پیگی
آیا میدانید چطور میشود یک روز بارانی و دلگیر را به ماجراجویی شاد و فراموشنشدنی تبدیل کرد؟! کتاب «روز بارانی پیگی»، از مجموعهی «قصه های دوستی»، یکی از داستانهای محبوب والری گورباچف است. این داستان به کودکان میآموزد که چگونه با قدرت خیالپردازی و بازیهای گروهی کسالت را شکست دهند و در ضمن، مهارتهای شمارش اولیه و درک مفهوم بزرگی و کوچکی حیوانات را تمرین کنند. به بیان ساده، کتاب «روز بارانی پیگی» ترکیبی از داستان، دوستی و شمردن است!
پیگی، خوکچهی کوچولو، برای دوستش بزی تعریف میکند که به چمنزار رفته بود تا گل بچیند، اما ناگهان باران تندی گرفت. او که پریشان شده بود، نگاهی به دوروبرش میکند و درخت بزرگی در آن نزدیکیها میبیند. برای همین هم بدوبدو خودش را به درخت میرساند تا زیر آن پناه بگیرد و از خیس شدن در امان بماند. همان موقع یک موش کوچولوی خیلی تروفرز از باران فرار میکند و میدود زیر درخت. بعدش دوتا جوجهتیغی میآیند و بعد از آن هم سهتا بوفالو! و بعد از آن… انگار هر لحظه تعداد جانوران دارد بیشتر و بیشتر میشود. به نظر شما، چندتا حیوان دیگر قرار است از باران فرار کنند و بدوبدو زیر درخت بیایند؟
همانطور که پیداست ماجرای کتاب «روز بارانی پیگی» روایتی شیرین است که بر اهمیت شمارش، همنشینی و لحظات شادمانی تأکید میکند، حتی زمانیکه کمی از حالت عادی خارج شدهایم!
والری گورباچف، نویسندهای شناختهشده در حوزهی ادبیات کودک است که به دلیل سبک تصویرگریاش با آبرنگ و قلم و جوهر، طراحیهای ساده، زنده و پر از جزئیات گرم خلق میکند. منتقدان تصویرگریهای او را برای کودکان بسیار دلپذیر و گویا توصیف کردهاند.