

سیمون جورابه
«سیمون جورابه» نوشتهی «سو هندرا» و «پال لینت» مناسب کودکان 2 تا 6 سال است. داستان دربارهی جورابی تنها به نام سیمون است که به دنبال جفت خود میگردد تا بتوانند با هم بازی کنند.
سیمون در جایی گرم و نرم یعنی توی کشوی جورابها زندگی میکند. تمام جورابها هر روز هیجان دارند تا انتخاب شوند و به سفری پرماجرا بروند. برق برقیها میروند به مهمانی. پشمیها میروند به پارک. تر و تمیزها میروند به مدرسه. همه و همه دوست دارند تا انتخاب شوند و نوبت خودشان را دارند. در این میان کسی به سراغ سیمون نمیآید. او با خودش فکر میکند که نه بوگندو است، نه سوراخ. پس چرا هیچوقت نوبت او نمیشود؟ خالخالی میگوید «چون تو جفتی نداری.» بقیه نیز با این حرف موافق هستند. سیمون توی فکر فرو میرود. چون دلش میخواهد اسکیتبازی کند، بپربپر کند، حلقهبازی کند و کلی خوش بگذراند. اما هیچکدام از این کارها را نمیتواند بکند. ناگهان عروسک تد از جا میپرد و فریاد میزند: «فهمیدم! فهمیدم! من یک دوست دارم که مثل تو راهراه است.» تد، آلفونس دستکش را به سیمون معرفی میکند اما انگار آلفونس جفت خودش را دارد. آلفونس یک دوست راه راه دیگر هم دارد.
تنهایی سیمون در این داستان باعث میشود که او گمان کند موجودی بیمصرف است، بنابراین، تصمیم میگیرد نیمهی دیگرش را پیدا کند. تا مثل بقیهی جورابها جفتی داشته باشد. سیمون به دنبال نیمهی گمشدهی خودش میگردد. او برای رسیدن به هدفش یک ماجراجویی هیجانانگیز را آغاز میکند و در این بین، با انواع دیگری از جورابها آشنا میشود. ماجراهایی که جالب و خندهدار هستند. مضمون کتاب سیمون جورابه این است که حتی کسانی که به نظر میرسد با هم مطابقت ندارند، میتوانند برای یکدیگر جفتی عالی باشند. نویسنده در این اثر میکوشد که به بچهها یاد بدهد تا تفاوتها را بپذیرند.
«سیمون جورابه» کتابی خواندنی و طنز است که بچهها را میخنداند و سرگرم میکند و به آنها میآموزد، آدمها با وجود تفاوتهایشان میتوانند دوستان خوبی برای هم باشند.