

غیرممکن!
«غیرممکن» داستانی طنزآمیز و خیالپردازانه برای گروه سنی پیشدبستان و سالهای آغاز دبستان است که با زبانی ساده به مفهوم «غیرممکن»بودن و بازنگری آن میپردازد. قهرمان داستان، سگی است که در شهر خشکشویی دارد و آرزوی دیدن اقیانوس را در سر میپروراند، اما آن را خیلی دور و دستنیافتنی میداند. ورود ناگهانی یک خرچنگ از دل ماشین لباسشویی و نیاز او برای بازگشت به خانه، جرقهی یک سفر ماجراجویانه را میزند؛ سفری پر از مسیرهای متنوع، برخورد با دیگران و تجربهی موقعیتهایی که هرکدام شکلی از «غیرممکن» را به چالش میکشند. این کتاب در فهرستEditors’ Pick و Best Books Ages 3–5 معرفی شده است.
Kirkus Reviews کتاب را داستانی شاد و هدفمند معرفی کرده که پیام انگیزشی روشنی برای کودکان دارد و با تصویرگریهای رنگی و پرجزئیات، شوخطبعی و انرژی روایت را تقویت میکند. ترکیب ماجراجویی جادهای، تکرار موقعیتهای بهظاهر غیرممکن و پایانبندی رضایتبخش، آن را به اثری مناسب برای خواندن جمعی و گفتوگو دربارهی هدف و تلاش تبدیل کرده است.
این داستان بهخوبی روی «گفتوگوی درونی محدودکننده» دست میگذارد؛ همان صدایی که به کودک میگوید «غیرممکن» است. روایت با نشاندادن گامهای کوچک، همراهی یک دوست و تجربهی مسیر، به شکل غیرمستقیم ذهنیت رشد را تقویت میکند؛ یعنی این ایده که تواناییها با اقدام و پشتکار گسترش مییابند. تکرار جملهی محوری در داستان به کودک کمک میکند رابطه بین باور و عمل را درک کند و حس خودکارآمدیاش تقویت شود.
فیدو خیلی دلش میخواهد برود کنار دریا، اما اقیانوس خیلی از خانهاش دور است. او آهی میکشد: «غیرممکن است!»
یکهو سروکلهی کربی پیدا میشود. او برای اینکه به خانهاش برگردد، به کمک فیدو نیاز دارد.
آیا فیدو به آرزویش میرسد؟ یعنی اقیانوس را میبیند؟