
مترسک و کلاغ
هیچ کس جرئتش را نداشت که پایش را توی مزرعه بگذارد.
مترسک تک و تنها وسط مزرعه ایستاده بود و کارش ترساندن روباه ها، گوزن ها، موش ها و کلاغ ها بود. او حتی یک دانه دوست هم نداشت، چون همه ی موجوات جنگل فهمیده بودند راهی برای دوستی با مترسک پیر وجود ندارد.
تا اینکه روزی از روزها بچه کلاغ کوچکی از دل آسمان فرود آمد و درست کنار پای مترسک روی زمین افتاد...
این کتاب با روایت دوستی غیرمنتظرهی یک مترسک و کلاغ، پیام مهمی به کودک میدهد: بخشش، مراقبت و مهربانی میتواند پلی بین تفاوت ها باشد؛ حتی وقتی همه تو را تنها، غیرجذاب یا منزوی میدانند. مترسک نشان میدهد که تنهایی و ترس دلیل بر بدی نیست؛ بلکه دل مهربان و آماده برای کمک مهم است. این کتاب به کودکی که حس تنهایی یا متفاوتبودن دارد، امید میدهد که او هم میتواند دوست پیدا کند؛ حتی اگر متفاوت باشد. همچنین این کتاب فرصتی برای والدین و مربیان است تا با کودک دربارهی ارزش «مهربانی»، «همدلی»، «پذیرش تفاوت» و «دوستی» که مفاهیم مهمی در رشد عاطفی و اجتماعی هستند، گفتوگو کنند.