
خرس کوچولوی قطبی مرا به خانه ببر!
آیا یک دوست واقعی میتواند در پیدا کردن مسیر زندگی، حتی در سختترین مسیرهای ناشناخته، کمک کند؟ این سؤال، مضمون اصلی کتاب تصویری «خرس کوچولوی قطبی مرا به خانه ببر!» از مجموعهی پرطرفدار «خرس کوچولوی قطبی» است. این داستان ماجراجویانه اثری کلاسیک برای کودکان محسوب میشود و بر مضامین مهمی همچون دوستی، کمک به دیگران و پذیرش تفاوتها تأکید دارد. این اثر به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است.
لارس، خرس کوچولوی قطبی، عادت داشت روی شکم دراز بکشد و به اقیانوس خیره شود. اما امروز از تماشای امواج تکراری حوصلهاش سر رفته بود. برای همین وقتیکه شکمش به قاروقور افتاد، از اقیانوس چشم برداشت و رفت سراغ پیدا کردن غذا. بعد هم خوراکیهایی را که پیدا کرده بود، برداشت و رفت کنار ریل قطار تا با خیالت راحت آنها را بخورد. اما در واگن قطار با جانور راهراه عجیبوغریبی روبهرو شد!
ساشا یک توله ببر سیبری بود که با قطار، از سرزمینهای بسیار دور و بدون برف آمده بود تا اقیانوس زیبا را ببیند! اما گم شده بود. ساشا گرسنه، غمگین و دستپاچه به نظر میرسید. او میخواست به خانه برگردد، اما چطوری؟ لارس تصمیم گرفت به او کمک کند. ولی آنها چطور میتوانستند از سرزمینهای یخی بهسوی مناطق گرم بروند؟!
کسی چه میداند شاید در مسیر با دوستان تازهای آشنا شوند که به آنها حسابی کمک کنند!
سبک تصویرگری هانس دوبیر در این کتاب گرم، جذاب و سرشار از بیان احساسات است و با پالت رنگی هماهنگ، بهخوبی حس نگرانی، ترس و در نهایت شادی و آرامش را منتقل میکند. منتقدان این اثر را دوستداشتنی توصیف کردهاند که بر اهمیت دوستی و اتحاد در مواجهه با امور ناآشنا و غریبه تأکید دارد و برای خواندن با صدای بلند بسیار مناسب است. نقدهای دیگر نیز به تصویرگریهای عالی و روایت متقاعدکننده دربارهی مواجهه با بیگانگان، دوستی و همبستگی اشاره کردهاند.