
خرس یا اردک
«خرس یا اردک» از آن دسته کتابهای داستانی تصویری است که برای همیشه در ذهن بچهها میماند. این کتاب، داستانی ظریف و زیبا دارد که همراه با تصاویری رنگی و بزرگ و جذاب و زبان و موقعیتهای طنز، باعث میشود که خواندنش برای بزرگترها هم خالی از لطف نباشد.
داستان دربارۀ خرسی است که دوست ندارد خرس باشد. او از خرس بودن خسته است. از اینکه زمستانها بخوابد، کلافه است، از اینکه اینهمه مو و پشم دارد که باعث میشود تابستانها گرمش بشود، ناراحت است و... تا اینکه یک روز دستهای اردک میبیند که پشت هم صف کشیدهاند. تصمیم میگیرد، برود انتهای صف بایستد و هر کاری اردکها میکنند، بکند، تا اردک شود!
داستان موقعیتهای طنز ظریف و قشنگی دارد. تصویر خرسی که میخواهد ادا و کارهای اردکها را تکرار کند، تصویری جذاب و بامزه است و یا تصویر اردکی که تصمیم میگیرد به خرس کمک کند تا کارهای آنها را تکرار کند!
از تصاویر به یاد ماندنی کتاب، تصویری است که خرس و اردک بالای یک درخت، روی شاخهای نشستهاند و بهم تکیه دادهاند! خرس با جثه بزرگش و اردک با جثۀ کوچک و نحیفش! آنها هر دو به غروب آفتاب نگاه میکنند و کنار هم عسل میخورند! بچهها با دیدن این تصویر درک میکنند که با وجود تفاوتها، میتوان با هم دوست بود و به یکدیگر کمک کرد. میتوان وجوه اشتراک را پیدا کرد و با تکیه بر آنها، دوستی قشنگی را رقم زد. از آن دست دوستیها که همه را به حیرت میاندازد.
درست است که انتهای کتاب خرس، اردک نمیشود اما دوستی قشنگی بین یکی از اردکها و خرس شکل میگیرد. اردک به خرس یادآوری میکند، که درست است اردک بودن سخت است و تو هر کاری کردی نشد، اما به جایش تو اینقدر خوب از درخت بالا میروی که هیچ اردکی نمیتواند بالا برود! همین جمله باعث میشود خرس، اردک را سوار بر پشتش کند و از درخت بالا برود و هر دو بر یکی از شاخههای بالایی درخت بنشینند و غروب آفتاب را تماشا کنند و هیچ چیزی از دنیا نخواهند، جز همین دوستی قشنگی که بینشان شکل گرفته و خوردن عسل کنار هم و خیره شدن به دور دستها.